پاکت نامه

 

بازهم مثل همیشه در لحظه‌ی حساس پشتم بودی کمکم کردی و

بازهم من نمیتونم آنگونه که حق مطلبه سپاسگذار باشم

سلام

نمیدونم چرا وقتی به سختی میخوریم ، ناراحتی داریم ، فکر میکنیم آخر خطیم یادت

میکنیم .

نه اینکه وقتهای دیگه در فراموشی کامل باشیم ، اما در این مواقع بیشتر سعی

میکنیم بهت فکر کنیم و باهات حرف بزنیم .

وقتی تو شادی غرقیم ، شاید یادمون بره نمازمون قضا شه ، ولی تو گرفتاری صف اول

نماز جماعتیم ، کتاب دعا رو تا آخر شب زمین نمیذاریم ، چند قطره اشک هم از گوشه

چشممون جاری میشه .

شاید فکر میکنیم بیشتر دلتو بسوزنیم نتیجه میده .

خدا ، دوستت دارم خیلی زیاد .

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ توسط ژاله محمد نظرات () |

به نام  سلام

وه چه زمینه مناسبی برای استعمار که فریاد بکشد :

آزاد شو!

از چی ؟

از چی ندارد . داری خفه میشوی . هیچ چیز نداری . از همه چیز آزاد شو .

انکه احساس میکند در زیر سنگین‌ترین بارها خفته است و دارد خفه میشود ،

فقط به نفس آزاد شدن و برخاستن می‌اندیشد ، نه به چگونه آزاد شدن و

چگونه برخاستن . 

زن آزاد میشود ، اما نه با دانش و فرهنگ و شعور .

بلکه با قیچی ، قیچی شدن چادر ، یکباره روشن فکر میشود !

تعریف ارسطو از انسان : انسان ، حیوان ناطق است ، در زن ، تبدیل میشود به

زن حیوانی که خرید میکند .

خرید و مصرف لوازم آرایش 500 برابر بلکه بیشتر شده است .

این رقم یک معجزه است

- چه کنیم ؟

این ، اون زنی نبود که تو آفریدی !

چی شد ؟

کی اینکارو کرد ؟

کی این اتفاق افتاد ؟

دختر من کجا دنبال آخرین مد و آخرین مدل گوشی موبایل بود ؟

کجا دلش پر میکشید برای یه ماشین شیک ؟

که بعدش ببینم کنار یه پسر تازه به دوران رسیده که فقط بباباش پولداره ،

نه تحصیلاتی ، نه فهم و شعوری ، نه ادبی ،نه ایمانی ، نه حلال و حرومی .

خدا جون جوانهای ایران رو از این وسوسه هایی که با پول پرستی و

آموزشهای غلط دنیای امروز همراه شده در امان نگهدار .

                                                                   آمین

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٢/۱ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ توسط ژاله محمد نظرات () |

نامه هشتم

سلام خدا جون

میدونی تو ماه رمضان انگار وقت اضافه بیشتری داریم .

برای فکر کردن به تو ، به خودمون ، به همسایمون و خلاصه به

همه کارهایی که میتونیم انجام بدیم تا دیگران خوشحال بشن.

باز هم بوی عید میاد

بچه ها خوشحال میشن ، بزرگترا با خودشون فکر میکنند ، فرصتی

دیگه داشتن تا به تو نزدیکتر بشن ،

حالا توبگو من بهت نزدیکتر شدم یا دورتر ،

نکنه فقط داریم خودمونو گول میزنیم و فکر میکنیم ، غذا نخوردن

و قرآن خوندن وقرآن به سر گرفتن و .... ما رو به تو نزدیک و از

آتش جهنم دور میکنه .

چقدر خودمون نیاز داشتیم ولی برای یک لحظه شادی بچه‌ای، اونو

بخشیدیم

چقدر نیاز داشتیم و برای آرامش یک همسایه اونو بخشیدیم .

این مهمتره یا شب تا صبح توی مسجد خلسنا من النار یا رب

چقدر با اینکه میدونستیم الان همسرمون در وضعیت خوبی نیست و

آدم بی فکری هم نیست برای آرامش فکریش نگفتیم ، خوب حالا

که خونه را عوض کردی این تلویزیون و لوازم به خونه جدید نمیاد،

کی عوضش کنیم؟

بوی عید میاد

و ما دوباره می‌افتیم توی کار و زندگی و وقتمون کم میشه .

دلم برات تنگ میشه

شاید کمتر بتونم برات نامه بنویسم .

منو فراموش نکن ، مشکلات مردم رو حل کن ،

نذار بچه‌ای بخاطر نداشتن پدرش خجالت بکشه ،

همسری بخاطر نداشتن شوهرش نتونه فامیلشو به خونه دعوت

بکنه

مردی از همه به خاطر عدم موفقیت در کارش و نداشتن درآمد

شرمنده بشه

خدا جون ، تو بنده‌هاتو فراموش نمیکنی حتی اگه اونا تو رو به یاد

نیارن    

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٦/٢٧ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ توسط ژاله محمد نظرات () |

Design By : Night Melody